روزهاي اول
عزیز دل مامان می دونی که بعد از ١١ ماه تازه تونستم به کمک خاله جونی برات این وبلاگ رو بسازم و یواش یواش اون خاطراتی که جالبه و البته یادم میاد رو می خوام برات بنویسم تا وقتی که بزرگ شدی و یک مرد کامل شدی بخونی و لذت ببری قربونت برم. روزهای اول به دنیا اومدنت علاوه بر زیبایی ها و قشنگی های خاصی که داشت برای مامان و بابا روزهای سختی هم بود چون شما قشنگ شیر نمی خوردی و گرسنه بودی و مامانی هم سرسختانه معتقد بود که شما باید شیر مادر بخوری حیف که تلاش های مامانی به ثمر ننشست و بعد از اینکه سه ماه کامل شیر مامان رو خوردی چون خیلی خیلی باهوش بودی دیگه شیر مامانی رو قبول نکردی و به همون شیر خشک ببلاك AR كه اون روزا هم به سختي پيدا مي شد قان...
نویسنده :
مونا
13:45





